برای اینکه سر از این معمای مردانه در بیاوریم باید به عقب برگردیم و نگاهی به تربیت و پرورش پسر بچه‌ها بیندازیم. مردها جوری تربیت شده‌اند که احساس می‌کنند نقش و وظیفه‌ی آنها این است که در همه‌ی کارها ماهر باشند و آن را کاملا درست انجام دهند. دنیای افکار و احساسات درونی یک مرد، معمولا نادیده گرفته می‌شود. او از دوران بچگی یاد گرفته که ارزش و اعتبارش توسط دست آورهایش تعیین می‌‌شود. بنابراین این پسر بچه‌ی مغرور با این منطق بزرگ می‌‌شود که «برای خوب بودن» باید همیشه هر کاری را کاملا درست انجام بدهد.