صندوق پستی

پیرامون کودکان و نوجوانان مقاله ای برای شما انتخاب کرده ایم با عنوان “صندوق پستی” که پیشتر بدان میپردازیم.


من یک صندوق پستی هستم. از آن روزی که تلفن همراه، اینترنت و ایمیل آمدف من باز نشسته شدم. اما هنوز هم نامه های زیادی توی دلم دارم که برای شما کوچولو ها ارسال می کنم…

سلام دوست عزیز حالت خوب است؟ اگر از احوال من بپرسی  باید بگویم که خیلی خوب هستم. آن قدر خوش حالم که با این همه خستگی نشستم و برای تو نامه نوشتم.

شاید بپرسی حالا برای چی ان قدر خوش حالم؟ به دو دلیل، یکی این که این قدر املایم خوب شده که توانستم اولین نامه ام را برای تو بنویسم و دلیل دوم که خیلی هم مهم تر است به خاطر اتفاقی بود که امروز افتاد.

امروز بابا به من گفت: یاسین جان، تو دیگر بزرگ شده ای و داری می روی مدرسه. پس باید  کم کم یاد بگیری که بدون کمک من و مامانت کارهات و انجام دادی. برای همین ما فکر کردیم برای شروع بری و از اصغرآقای بقال یکی از اون ماست های محلی بخری و برگردی.

بابا و مامان یک ساعت تمام برام توضیح دادند که رسیدی سر کوچه می پیچی سمت چپ، رسیدی فلان جا می پیچی سمت راست، صدای ماشین شنیدی وایستا و خلاصه صد تا سفارش دیگه.

بعد از جلسه توجیهی بابا و مامان، عصای سفیدم و برداشتم و راه افتادم و طبق نشونی ها جلو رفتم تا رسیدم به بقالی اصغر آقا.

اصغر آقای محله ما ماست محلی را که توی کاسه های سفالی آبی رنگ است، می فروشد. منم یکی از این ماست ها را که خیلی هم دوستشان دارم خریدم و از پله های مغازه پایین اومدم. اما همین که پام و گذاشتم کف آسفالت یادم آمد که بابام کروکی راه برگشت را بهم نداده.

نمی دانستم حالا باید کدوم سمت یبروم؟ راستش ترسیده بودم که نکنه گم بشم. من تا اون روز هیچ وقت تنهایی از خونه بیرون نیامده بودم.

سعی کردم خوب فکر کنم. یادم اومد موقعی که وارد مغازه شدم از سمت راست وارد شدم. پس حالا باید به سمت چپ بروم. اما باز هم ترسیدم. مونده بودم چی کار کنم که صدای بنیامین پسر همسایمون و شنیدم. درسته که چشمام نمی بینه ولی عوضش گوش های تیزی دارم.

بنیامین را صدا کردم و با هم برگشتیم. مامان و بابا خیلی خوش حال بودند که من توانستم به تنهایی کارم و انجام بدم.

اما راستش وقتی کاسه ی ماست و روی سفره گذاشتم تقریبا خالی شده بود. امروز همه محل فهمیدند که من ماست خریدم چون توی راه کج شده بود و ذره ذره ماست ها ریخته بودند.

خب، دست عزیز بیش تر از این مزاحمت نمی شوم.

مواظب خودت باش. دوست تو یاسین.

koodak@tebyan.com

کانا ل کودک و نوجوان تبیان

تنظیم: شهرزاد فراهانی- منبع: فصل نامه سازمان تبلیغات اسلامی

 

امیدواریم از خواندن مقاله “صندوق پستی” استفاده لازم را برده باشید.

دسته‌بندی‌ها: کودک و نوجوان

دیدگاه خود را ارسال کنید

آدرس ایمیل شما در هیچ‌جا منتشر نخواهد شد.